جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

954

تحفة الملوك ( فارسى )

يعنى و ليكن من حزين و اندوهناك مىگردم از اين‌كه والى بشوند اين امت را ، سفيهان و بدكاران ايشان و بگيرند مال خداى را دولت خود و بندگان خداى را بندهء خود . خلاصه آن است كه در آيات و احاديث بعضى از ملوك و سلاطين به غايت ، مدح و ثنا نموده شده‌اند و بعضى ديگر در نهايت مذمت و تهديد كرده شده‌اند و بناى امر بر اصلاح و تعمير و بر افساد و تخريب عباد و بلاد است . و هريك از اين دو امر در ظاهر به ظهور آثار معلوم مىشود و آن‌كه طالب اعلاء خود يا اعلاء دين خدا است از يكديگر ممتاز مىباشند و خداوند چنان‌كه فرموده است : وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ « 1 » عالم به نيّات و مطّلع بر ضماير است و مصلحين را از مفسدين مىشناسد و امتياز فىمابين آن‌ها مىدهد و هريك را به جزا و به سزاى نيت و عملشان مىرساند . زهى نيك‌بختى و صاحب سعادت كه نزد خدا باشد از مصلحين * زهى زشت‌بخت شقاوت‌وشى كه در نزد حق باشد از مفسدين و ايضا بدان‌كه تا ممكن باشد كه امر به صلح و اصلاح انجامد البته بايد كه مقاتله و محاربه نموده نشود كه مستلزم فساد و مرجوح و مذموم است و صلح بهترين همه چيزها و سالم‌ترين همه راه‌ها مىباشد . و از اين‌جا است كه خداوند امر نموده است پيغمبر خود را صلّى اللّه عليه و إله و فرموده است كه : وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها « 2 » يعنى و اگر دشمنان ميل بنمايند به سوى صلح و سلامتى از فتنه و فساد ، پس تو نيز ميل بنما به آن . و فوايد و منافع صلح اظهر از اين است كه گفته شود . و مجمل آن‌ها ، اطمينان عباد و امنيت بلاد است كه اسباب زراعت و عمارت‌دار معيشت است . تا آن‌كه وصول به مقاصد ، دار معاد و ذخيره نمودن براى روز حصاد ، ممكن و ميسر باشد . و اما تميز دادن صلحى كه در آن رضاى خدا و رسول بوده باشد از غير آن . پس بر آن كسى كه عالم به احكام و اغراض شارع و عارف به آثار و مصالح عقل بوده باشد ، البته مخفى نخواهد بود و به طريق اجمال آن است كه بايد صلح ، مستلزم تبديل و تغيير چيزى از طريقه شريعت غراء نباشد و جورى عايد عباد و بلاد نگردد و حوزه ايمان و بيضهء

--> ( 1 ) . بقره : 220 . ( 2 ) . انفال : 61 .